عشق من

 

 زندگی

زندگی با همه تلخی هایش,
باز هم خاطره شیرینی است.
زندگی پنجره ای است,
که به اندازه چشمان تو وسعت دارد.
زندگی شاید,
قطره اشکی است,که بر گونه من می شکفد,
وبه دریایی چشمان تو می پیوندد.
زندگی هر چه که هست,
واقعیت دارد.
مادرم می دانست,زندگی رویا نیست ومحبت سبز است.

باران تنها گریه ای است که من با دیدنش ناراحت نمی شوم!
خجالتی ترین رنگها,رنگ سرخ است.
ادمهای کوتاه فکر نمی توانند در سایه فکرشان بخوابند.
وقتی دلم می شکند,خرده های ان را جمع می کنم.
بعضی ها ان قدر دلشان کوچک است که طاقت دیدن دریا را ندارند.
عکس ها تکه ای از زمان هستند که ساکن مانده اند.
هر کس تست گذشت نزد,در ازمون صبر رتبه ای نمی اورد.
غفلت موجب مرگ لحظه هاست.
غرور مانند ساختمان کجی است که هر چه قدر بالاتر رود احتمال سقوطش بیشتر است.
ابر برای رسیدن به زمین از وسیله نقلیه ای به زیبایی باران استفاده می کند.
لبخند بدون پشتوانه,به شادی دسترسی ندارد.
فرودگاه زنبورها,گل های زیبا هستند.
ایثار خورشید وقتی اوج می گیرد که حتی وقتی خواب است به ماه نور می بخشد.

خدایا خودت میدونی که من لایق این همه محبت نیستم . . .

 

خدایا خودت میدونی که من بنده خوب تو نیستم . . .

یا صاحب الزمان مگه من به غیر از تو کسی رو هم دارم . . .

مگه کسی غیر از تو در خونه ما میاد . . .

من نمیدونم چه مرگمه بعضی وقتها . . .

میدونم خوب میدونم تو به من نزدیکی . . .

خدایا نکنه یه وقت هایی که یادت نیستم    فکر کنی من اونم     نه خدایا! تو که خودت بهتر می دونی من چیم و کی هستم    دقیقاً  اون من نیستم    خدایا      هر وقت که عاشق نیستم من نیستم  .

 

انی

تکرار غریبانه ی روزهایت چگونه گذشت
وقتی روشنی چشمهایت در پشت پرده های مه الود اندوه پنهان بود
با من بگو از لحظه لحظه های مبهم کودکیت و
از تنهایی معصومانه ی دستها
ایامی دانی که در هجوم دردها و غم هایت و در گیرودار ملال اور دوران زندگیت حقیقت زلالی دریاچه ی نقره ای نهفته بود؟
انی
اکنون امده ام تا دستهایت را به پنجه ی طلایی خورشید دوستی بسپاری.
و در ابی بیکران مهربانی ها به پرواز در ایی
و اینک ان شکفتن و سبز شدن در انتظار توست . . .

 

نوشته شده در ساعت توسط مدیر |

Design By : Night Melody