عشق من

 

باران...

دلم را برایت پاک کردم کنار گذاشتم

برایت همه گلها را چیده ام توی گلدان روی میز است ...

تمام لحظات خیس زیر باران را

و تمام روزهای آفتابی با تو بودن را فهرست کردم

می خواهم ببینمت باری دیگر

نشانت دهم تمام خاطراتمان را

ساعتی از انتظارم می گذرد ...

 

سالها بعد :

دلم برایت تنگ شده ...

پرستوهای مهاجر هم این را فهمیده اند

که باران این روزها بی دلیل نمی بارد

و آسمان تنها دلیل سرخ بودنش تنهاییش است ...

نوشته شده در شنبه ٧ شهریور ۱۳۸۸ساعت ۱:۳٤ ‎ق.ظ توسط مینا نظرات () |

Design By : Night Melody