عشق من

اگر شبی فانوس ِ نفسهای من خاموش شد
اگر به حجله آشنایی
در حوالی ِ خیابان خاطره برخوردی
و عده ای به تو گفتند
کبوترت در حسرت پر کشیدن پرپر زد
!
تو حرفشان را باور نکن
تمام این سالها کنار ِ من بودی
!
کنار دلتنگی ِ دفاترم
در گلدان چینی ِ اتاقم
در دلم
...
تو با من نبودی و من با تو بودم

خدایا کمکم کن. جز تو به کسی التماس نکردم و نمیکنم. کمکم کن.جزتو کسی احوال دل منو نمیدونه.جز تو با هیشکی دردودل نکردم. دیگه دارم از این سکوت خفه میشم.اما بازم چیزی نمیگم. گفتن کار من نیست. این تو و این گوی و این میدان. همه چی رو به خودت سپردم.این کار کار من نیست. سخته خیلی چیزارو بدونی اما لب باز نکنی تا حرفی بزنی. خدایا به دادم برس.التماست میکنم

نوشته شده در جمعه ۱۸ تیر ۱۳۸٩ساعت ٩:۱٢ ‎ب.ظ توسط مینا نظرات () |

Design By : Night Melody