دلم برات تنگ شده

سلامی بعد از یه دنیا فاصله بعد از فرسخ ها دلواپسی...

 

اونقدر دلم واست تنگ شده, اونقدر هوای تو رو کردم که حوصله هیچ چیز و هیچ کس رو ندارم...

 

می خواستم دیگه برات ننویسم اما...... من به تو وابسته شدم...

 

نوشتن برای تو, مثل هوائیه که باهاش نفس می کشم...

 

صحبت برای تو ودر مورد توبا گوشت وخون من عجین شده...

 

دلم خیلی برات تنگه به اندازه دریای چشمات...

 

اشک برای ریختن دارم...

 

نمی دونم چقدر فاصله بین ما مونده...؟

_________________________________________

پ.ن )از همه شما دوستای گلم که تولدمو تبریک گفتین ممنونم

/ 4 نظر / 4 بازدید
hooshyar

سلام مینا خوبی من بروزم موفق و همیشه شاد باشی

حمیدرضا

سلام. می بخشی با تاخیر... تولد تولد تولدت مبارک[هورا][دست][گل][گل][گل] امیدوارم امسال به یکی از آرزوهای بزرگت حداقل برسی[گل]

حمیدرضا

فراموشی بعضی وقتها خوبه اما خیلی سخته...

رامین

سلام مینا جان سعی کن به کسی وابسته نشی .هرچی بیشتر وابسته بشی دلکندن سخت تر خواهد بود...[ماچ][گل]